فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٧٦٦ - فصل حقيقى و اشتقاقى
صاحب نفس ناطقه بوده و اسب دارنده نفس صاهله مىباشد چ نان چ ه حيوان داراى
نفس حساس مىباشد.
و بكار بردن كلمه « ذا » در گ فتار ما كه گ فتيم « ذا نفس» براى اشاره باين
نكته است كه در فصل معناى لا بشرطى اعتبار شده تا بتوان آنرا بر جنس حمل نمود
و الّا خود « نفس » در عبارت « ذا نفس ناطقه» و « ذا نفس صاهله» كه بصورت
لا بشرط اخذ شده فصل حقيقى است ولى اگر بنحو بشرط لا ملاحظه شود صورت و جزء
خارجى محسوب مىگردد و بهر تقدير فصل اشتقاقى همان فصل حقيقى است.
شرح فارسى:
توضيح
فصل حقيقى و اشتقاقى
ديگر از اطلاقات در باب فصل، فصل اشتقاقى است، البتّه اين اطلاق از
اصطلاحات در اين باب نيست و مقصود از آن اينست كه از فصول حقيقى امورى
انتزاع و اشتقاق مىشود كه مشتقّ منه را باعتبار اشتقاق به اين اسم مىنامند پ س
ملزوم ناطق و صاهل كه عبارت باشند از كون الانسان ذا نفس ناطقة يا كون الفرس
ذا نفس صاهلة در واقع فصل حقيقى بوده و بعنايت اشتقاق از آنها فصل اشتقاقى نيز
ناميده ميشوند و ناطق و صاهل را كه لازمه آن هستند فصل منطقى گ ويند.
قوله: و اقتحام ذى فى قولى: در باب حمل گ فتهاند محمول بايد بر موضوع قابل
حمل باشد فلذا نفس احداث از قبيل ضرب و علم و اشباه آن نمىتوانند محمول واقع
شوند فلذا در كلام صحيحى اگر وارد شدند ناچاريم كه يا مجاز در حذف قائل
شويم بتقدير كلمه ذو، و يا مجاز در اسناد يعنى حمل بر مبالغه نمائيم و يا مجاز در
كلمه قائل شده و آن را بمعناى فاعل يا مفعول تقدير كنيم و چ ون نفس ناطقه يا نفس
صاهله عبارتند از معناى بشرط لا و اين معنا قابل حمل بر نوع نيست زيرا نوع مركّب
از فصل و جنس است لا جرم كلمه ذو را در وقت حمل بايد بكار ببريم تا بصورت
مشتقّ درآمده و صلاحيت براى محمول واقع شدن را داشته باشد.
زيرا بديهى است معناى بشرط لا مناسب با صورت است نسبت به مادّه